X
تبلیغات
هستی من A
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 | 16:52 | نویسنده : Baran

و وقتی باران میبارد انگار عاشقتر میشوم و نمیدانم باران چه نسبتی دارد با غم هایی که به جانم ریخته ای.

باران،باران،باران

و باز هم باران.



تك ستاره ي من

 عاقلان عشق  مرا ممنوع می خوانند

و خودم را گناه کار !

زیرا که

دستان تو از آن من نیستند

و هیچ گاه نخواهند شد

مگر عشق تملک و تعلق می شناسد؟

من عاشقم ...همین

آیا خدایی که می گویند لطیف است و سراسر نور

مرا در روز پرسش، به جرم عشق به تو

مجازات می کند ؟؟؟




تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 4:2 | نویسنده : Baran
دلم برات تنگ شده

چشمام هر لحظه و هر جا دنبالت میگردن

دلم اون شیطنتات رو میخواد

راستی شیطنتامو دوس داری؟

من که دوس دارم آخه حس میکنم خنده یا شاید یه لبخند میشونه رو لبات

چند روزی دیگه قراره جایی باشی که منم خیلی دوس دارم اونجا باشم اما نمیشه

شیطنت نکنی ها وگرنه من میدونم و تو

آفرین پسرخوب

راستی...

هیچی بعدا بهت میگم

یه چیز دیگه...

دلم قهوه میخواد

همین حالا با تو

دوست دارم فرشته ی من

بیچاره شمعدونیای تو بالکنت

حتی زبون ندارن که بگن نگاهت چی به سر دلشون آورده




تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 2:40 | نویسنده : Baran
تو شاید باور نکنی عاشقانه هامو اما ...

بیخیال تمام اما و اگرهای دنیا

دلتنگم و بیقرار

اما مست خوشبختی



تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 19:28 | نویسنده : Baran
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


با اومدنت به زندگیم خیلی چیزا عوض شد

تو شدی دنیای من

و من شدم دنیای تو

دیشب که از سر ناراحتی بخاطر چرت و پرت گفتنام گفتی برات مهم نیستم خندم گرفت

تو راست میگی

تو یه سال و نیم از زندگیتو برا من گذاشتی

و من هنوز از سر حماقت میترسم از اینکه تنهام بذاری

ترسام احمقانه ست میدونم عزیزم اما تو درکم میکنی مگه نه؟

خودتم از این ترسا داری اما فرقش اینه که ترسای تو از حماقت نیست

دلیل ترسات بدیای منه

دیوونگی ها و لوس بازیام

میدونم امشب بعد خوندن اینا دعوام میکنی که چرا حرفامو اینجا نوشتم

مهربون من،نوشتم تا همیشه بمونه و بعدها بخونیمشون و بخندیم به لحظه های پر از غمی که گذروندیم

ماه رمضونو یادته؟دعواها و منت کشی ها و بغض ها و بیدار موندنامون

نمیدونم چرا این روزا حالم مثل سحرای ماه رمضون شده

پر غم و اشک و درد

پر از حسرت

اگه تو و دلگرمی دادنهات نبود تا حالا از پا افتاده بودم فرشته ی من

فرشته ی مهربون و ناز من عاشقتم

میدونم تا همیشه کنارم میمونی و مرحم زخمامی

به داشتنت افتخار میکنم و از خدا ممنونم که تو رو بهم داد

بازم میگم عاشقتم تا همیشه...



این نوشته هیچ ربطی به علی نداره لطفا برا کسی سوتفاهم نشه



تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 19:24 | نویسنده : Baran
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

درد داره شبای بدون بودنت

درد داره اشک ریختن موقع ظرف شستن و سریع پاک کردن اشکها وقتی مامانت میاد تو آشپزخونه

درد داره بغض تو مسافرت و نبودن جایی برا اشک ریختن

درد داره بشینی تو یه باغ تاریک و بلرزی از سرما وترس اما دلت نخواد بری تو اتاق و تو جمع آدمایی باشی که با حس و حال تو غریبن

درد داره سکوت و گوشه گیریت رو بذارن به حساب چیزایی که برای تو غیرقابل درکه

درد داره تیر کشیدن قلبت موقع شنیدن هر ترانه ای حتی ترانه های شادی که بقیه باهاشون میرقصن

درد داره خندیدن های از سر اجبار

درد داره تو نوجوونی بدون آرامبخش خوابت نبره

درد داره عشق

درد داره...

اما یادم نرفته که درد آدما رو میسازه و قدرت غیر قابل تصور میده به دلها

یه روزی قوی میشم مثل تو

یه روزی میشم یه تکیه گاه برا غمهات

نه رویاست نه آرزوی محال

اون یه روز نزدیکه

خیلی زود اتفاقایی میفته که...

وقتی اون اتفاقا افتاد میشم یه شراب ناب که بهت شادی میده و لبخند

دوست دارم عاشقانه



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392 | 18:38 | نویسنده : Baran
عسل جان لطفا یه شماره برام بذار کارت دارم عزیزم

  • بازی آنلاین
  • قالب میهن بلاگ